کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک  کویر می کرد...

 کاش دلها آنقدر خالص بودند که دعا ها قبل از پائین آمدن دستها مستجاب می شدند...

 کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشنا تر بود...

 کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد...

 کاش در قاموس غصه ها ، شکوه لبخند در معنی داغ اشک گم نمی شد...

 کاش مرگ؛ معنای عاطفه را می فهمید ...

 کاش...

 کاش...

 کاش...