تنهایی . . .

 

دلم برای خدایم عجیب تنگ است

 

و تنهائیم بس بزرگ ، آنقدر بزرگ

 

که جز او هیچ کس را یارای پر کردنش نیست . . .

. . . 

 

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابک

عاشق شدن اصلا دلیل نمیخواهد، دوست داشتن کسی قانون ندارد ... دوست داشتن که دلیل نمیخواهد حتی می شود بی اجازه هم کسی را دوست داشت... دوست داشتن فقط دل میخواهد همین

پریسا

مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من که جز ملال نصیبی نمیبرید از من زمین سوخته ام نا امید و بی برکت که جز مراتع نفرت نمی چرید از من عجب که راه نفس بسته اید بر من و باز در انتظار نفس های دیگرید از من خزان به قیمت جان جار می زنید اما بهار را به پشیزی نمی خرید از من شما هر آینه، آیینه اید و من همه آه عجیب نیست کز اینسان مکدرید از من نه در تبری من نیز بیم رسوایی است به لب مباد که نامی بیاورید از من اگر فرو بنشیند ز خون من عطشی چه جای واهمه تیغ از شما ورید از من چه پیک لایق پیغمبری به سوی شماست؟ شما که قاصد صد شانه بر سرید از من برایتان چه بگویم زیاده بانوی من شما که با غم من آشناترید از من حسین منزوی

خانه دوست اینجاست

یادم آمد عشق است. عشق عجیب است و عجیب تر حسش هر دو از فلسفه خاطره ها می گذرند و به تاریخ و جودم که در این نزدیکی می ریزند.

پریسا

هرکس گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت. هرکس دو تا ست وخدا یکی بود. و یکی چه طور می توانست باشد؟ هرکس به اندازه ای که احساسش می کنند هست و خداکسی که احساسش کند ، نداشت. عظمتها همواره در جستجوی چشمی است که آن را ببیند. و خدا آفریدگار بود وچگونه می توانست نیافریند؟ زمین را گسترد و آسمانها را بر کشید. و خدا بود و عدم جز خدا هیچ نبود در نبودن، نتوانستن بود با نبودن، نتوان بودن و خدا تنها بود. هرکسی گمشده ای داشت و خدا گمشده ای داشت. دکتر علی شریعتی

مانا

سلام. هنوزم اینجا کویریه.. یادش بخیر..

بابک

انسان برای غم و شادی آفریده شده است وقتی این مطلب درست ادارک گردد ما در زندگی ایمن خواهیم بود. غم و شادی کاملا" در هم تنیده اند و برای روح الهی لباسی دوخته اند. (ویلیایم بک)

بابک

سجاده ام کجاست؟ میخواهم از همیشه ی این اضطراب برخیزم/ این دل گرفتگی مداوم شاید/ تاثیر دل سایه من است/ که این سان گستاخ و سنگوار بین خدا و دلم ایستاده ام/ سجاده ام کجاست؟ سلمان هراتی