. . .

. . .

خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین

سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری

با نگاهی سرشکسته ، چشمهایی پینه بسته

خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده ، میزهای صف کشیه

خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی ، پارکهای این حوالی

پرسه های بی خیالی ، نیمکت های خماری

رونوشت روزها را ، روی هم سنجاق کردم :

شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را ، با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من ، صفحه ی باز حوادث

در ستون تسلیت ها ، نامی از ما یادگاری


                                                   "قیصر امین پور"

 

/ 44 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مشکی رنگ عشقه

هیچکی از رفتن من غصه نخوردهیچکی با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشد

مشکی رنگ عشقه

هیچکی از رفتن من غصه نخوردهیچکی با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشد

نسیم رها

/ای که طوفان در دلم انگیختی تو مرا از نو به عشق آمیختی ای نفس هایت نسیم سبزه زار سقف خانه پر شد از عطر بهار ای دو چشمت رنگ دشت سوخته آتشی در جا من افروخته رخت عشقی بر تن عریان من بوسه هایت نم نم باران من گاهی از من عاشقانه یاد کن تو به یادم بوسه ای بر باد کن/

نسیم رها

سلام زینب جان ممنونم که به یاد منی خانومی[گل][قلب]

بابک

.........................

علی روحی

سلام دنیا اینگونه است انسانها خیلی زود همدیگررا فراموش می کنند [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

محمدامین

با دلی بی تاب می خوانم تو را مثل شعری ناب می خوانم تو را در کنار جویباری از غرل با سرود آب می خوانم تو را شب به قصد کوچه بیرون می روی در شب مهتاب می خوانم تو را خستگی را می تکانم از تنت با زبان خواب می خوانم تو را با لبانی که عطش بو سیده است با صدای آب می خوانم تو را عکس خاموشم که تا پایان عمر با دلی بی تاب می خوانم تو را