هوای نینوا...

یا لطیف...

15%5B2%5D.jpg


شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
کوی دل با کاروان کربلا دارد حسین

ازحریم کعبه جدش به اشک شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد ودو ذبح عظیم
بیش از این ها حرمت کوی منی دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک وآه عالمی هم درقفا دارد حسین

بس که محملها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت ودیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا بجایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب
ور نه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران پروانه گان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سربه قاچ زین نهاداین راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سرکند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت وآزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

بعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشکست وخون
دل تماشا کن چه رنگین سینه ما دارد حسین

ساز عشقست وبه دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندر این گوشه عزای بی ریا دارد حسین
 
شعر از استاد شهریار

/ 62 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید نژاد سلیمانی

مهربان برای من خيلی مهم است که در گوشه ای از مکتوبات زيبای تو جای کوچکی داشته باشم . محبت تو در خصوص لینک ؛ زن آدم نيست ، حواست ؛ مهربانيت را به رخ می کشد .

دوستدارسيد

آنانکه ماندند باید... آنانکه رفتند کاری حسینی کردند و آنانکه ماندند باید کاری زینبی کنند. کجائید ای شهیدان خدائی بلاجویان دشت کربلائی کجائید ای سبکروحان عاشق پرنده تر ز مرغان هوائی

صادق

گاه لحظه های عجیبی هست که هوش می بارد از لذت شیئی و شیئی برهنه بی نام است نرگس برهنه بی نام است و آدمی اسم ندارد در آن دقیقه ی حی آن ها که راه نمی افتند باران ها را نخواهند دید راه ها رویا ها سایه روشن ها را نخواهند دید بوی بلور برهنه برهنگی ها را نخواهند دید چرا باورتان نمی شود در حیص و بیص حالا برای بعد خوابی نیست خبری نیست خلاصی ناتمامی نیست باران که از بوی زن باز بایستد کفن فروشان حکایت بوف کور پیدایشان می شود این یک مورد بخصوص خیلی مهم است ... سلام.

پريسا

سلام دیوونه ! ... هر دومون به اين ۵ شنبه نياز داريم .....

صادق

باد از احتیاط پاورچین پرده ها لبریز بازی وزیدن بود پرنده آمد کمی رو به پیراهن چهل دانه انار خسته نشست تشنه بود خواب انار دیده بود چیزی نگفت آن سوتر پشت پنجره سایه سار قفس ها پیدا بود پرنده هیچ نپرسید این منقل روشن و این سیخ برهنه برای چیست ؟ تنها لبه ی تیز چاقوی کهنه ای کنار پاشویه داشت سر به سر ماه سربریده می گذاشت ... بازم پيش من بيا.. منتظرتم.

علی پويا

دوباره سلام: >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> با صفحه ای جديد در خدمتتون هستم .............................................................. دوباره بخوان: شاد بخوان غم ديگران را که فهميدن غم ديگران جای شادی دارد. .............................................................. ممنون از لطف حضورتون <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<< به اميد ديدار دوباره